پرهام پرهام ، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

هدیه قشنگ زندگی ، پرهام قند عسل

بدون عنوان

سلام پرهام عزيزم يه ماهي شد كه فرصت نداشتم به وبلاگت سر بزنم عيد فطر اومدم پيشت واي چه روزي بود تو خواب بودي من رسيدم وقتي بيدار شدي كلي ذوق كردي عزيزكم چقدر ناز شده بودي 4 تا دندون درآورده بودي شروع به راه رفتن كرده بودي چقدر ناز و عسلي راه مي رفتي دورت بگردم خاله وقتي بغلت مي كردم تمام دنيا مال من بود برات يه لياس خوشكل و يه توپ رنگي (يو يو چراغ دار ) خريده بودم از توپت خوشت مي اومد ولي بهش دست     نمي زدي چقدر براي خاله خنديدي و خودتو لوس كردي واي پرهام تو بهترين و زيبا ترين هديه خدا تو زندگي همه ما بودي همهش مي اومدي چشامو مي گرفتي و با من دالي بازي       مي كردي اين دوشب هم كه اصفهان بو...
21 شهريور 1390

بدون عنوان

  سلام خاله، عزيز دل من امروز براي اولين بار منو ترسوندي خيلي دلم گرفت زنگ زده بودم با مامان ليندا صحبيت كنم كه طبق معمول شيطونيت گل كرد و از پله ها رفته بالا و اگه ماماني به موقع نرسيده بود بدجوري افتاده بودي 5 تا پله رو قل خوردي، اخه قربونت برم چرا اينقدر شيطوني يه ذره از دماغت خون اومد و من قلبم پشت خط از كار افتاد الهي دورت بگردم امروز بازم يك ماه شد كه نديمت فرشته كوچولوي من تو و همه فرشته هاي كوچولوي  رو به خدا مي سپارم كه هرگز اتفاق ناگواري براتون پيش نياد .(آمين) دورت بگردم نفسم   ...
26 مرداد 1390

فداي تو بشم عسلم

سلام خاله من عاشقتم چهارشنبه شب رسيدي تهران منم برات سوپ شير پخته بودم نوش جون كردي شب پيشم خوابيدي و صبح به اتفاق مامان و بابا رفتيم سفر چقدر تو مهربون و پاكي بسيار بچه خوش سفري بودي به من در كنار تو خيلي خوش گذشت الهي دورت بگردم وقتي رسيديم خونه پيش خاله جون ندا خيلي ذوق كردي همه اش تو بغل ندا بودي تو بهترين هديه خدا براي خانواده هستي برات آروزي سال ها سلامتي نشاط و موفقيت دارم ماشاا... به جونت خاله كه اينقدر ناز و مهربون و خنداني در پناه خداي مهربون و به درو از هر چشم زخمي سالم و سلامت رشد كني و متعالي شي منتظرم پيروزي هاتو ببينم خاله جون، پ پري جونم ،نفسم، عزيزكم 1390/4/29 ...
29 تير 1390

بي صبرانه

سلام عزيز دل خاله امشب ميايي پيشم قربون خنده ات برم دارم لحظه شماري مي كنم ستاره قشنگ من ديروز كلي برات كيك هاي خوشمزه خريدم و سوپ شير برات پختم كه وقتي اومدي نوش جون كني الان كه داشتم با خاله جون ندا صحبت مي كردم مي گفت اونم كلي برات قاقالي خريده كه رفتيم پيششون بهت بده همش بخوري زود بزرگ بشي من ،خاله جون ندا و مادر جون لحظه شماري مي كنيم كه بيايي پيشمون قربون چشمهاي قشنگت برم 90/4/22 15.24 ظهر روز چهارشنبه ...
22 تير 1390

پرهام فردا شب مياد

سلام پرهام كوچولو اينقدر خوشحالم تو فردا ميايي پيش خاله ليدا كه همه با هم بريم پيش مادر جون  و خاله ندا واي عزيزم كه چقدر دلمون برات تنگ شدهاواين باري كه اين همه مدت يعني نزديك 50 روز ه كه نديدمت ماماني ميگي خيلي شيطون شدي خيلي بزرگ شدي ماشاا...هرشب زنگ مزنم و با خاله ندا راجع به شيرين كاري هاي تو حرف ميزنيم الهي دورت بگردم خاله فردا شب پيش مني مي بينمت و مي بوسمت ستاره قشنگ من 90-4-21 ساعت 11.45 روز سه شنبه ...
21 تير 1390