پرهام پرهام ، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

هدیه قشنگ زندگی ، پرهام قند عسل

بدون عنوان

پرهام روزاي خوب و پر از شادي رو به سر مي بره 14 ديماه اومد عسلويه پيش خاله ليدا و مهمان خاله بود تا 19 دي ماه دوستان و همكاران خاله ليدا خيلي به پرهام لطف داشتند و خيلي اظهار محبت كردند  و  پيتر صداش مي زدند و پرهام هم مثل هميشه پسر خوب و مودبي بود اون عاشق دريا ست بعدا عكس هاي جديدشو براتون مي ذارم
21 دی 1391

پرهام مامانی

پرهام چیزهای گرد رو خیلی دوست داره از قبیل فرمان و چرخ، یک کامیون بزرگ داره که فقط با اون بازی میکنه هر روز صبح که از خواب بیدار میشه میره سراغ کامیونش با زور اون رو از اتاقش  تا سالن میاره بعد اون رو برعکس میکنه با چرخش بازی میکنه یا میشینه توی کامیون تا من هول بدم . توپ  هاشو خیلی دوست داره.   ...
6 مهر 1391

هستی و عشق مامان

پرهام الان دو سالش شده شیطون تر شده تازه تازه چند کلمه صحبت میکنه خیلی هم شیرین و دوست داشتنی شده بهترین هدیه خدا به من و همسرم دادن پسری چشم آبی که با تمام وجود دوستش داریم زندگی با به دنیا اومدن پرهام قشنگ و شیرین شده  . عاشقتم مامان بدون تو زندگی معنی نداره الهی که همیشه سالم و سلامت باشی . ( زندگی یعنی پرهام  ) ...
28 تير 1391

پرهام در تهران

سلام    پنچشنبه 90/11/27شب پرهام كوچولو ساعت يك بامداد رسيد خونه خاله ليدا ، توي هواپيما خيلي شيطوني مي كرد و موقع پياده شدن هم سر وصدا زياد كرده و تازه سالن ترانزيت  تا دم آژانس رو هم  سوار كالسكه اش شده بود  . پرهام در تهران:  تو ي خونه خاله ليدا خيلي بهش خوش مي گذره خاله جون براش دو تا ماشين يه جوجه اردك و يه توپ قرمز خريده ولي پرهام كوچولو همش تو آشپز خونه است و با درب هاي كابينت بازي مي كنه هي پله هاي آشپز خونه رو بالا و پايين ميره و بي محابا بدو بدو ميكنه ، خلاصه حالش كمي بهتر شده و داره يواش يواش شير مي خوره .... 
1 اسفند 1390

وروجك كوچولو

  سلام  من پرهامم ، مامانم ميگن خيلي شيطون شدم همش ميرم سر كشوي تختم لباسامو در ميارم و خودم ميشينم  توي كشوي تختم يا هي لباسمو مي برم ميريزم توي لباس شويي و هي در ميارم يا با شيطوني تمام بالش ميذارم زير پام و هرچي اسباب بازي دارم توي كمد و قفسه هام مي ريزم كف اتاقم و مي خندم  نمي دونم شما ميگين من واقعا شيطون و كنجكاو شدم ...!    ...
23 بهمن 1390

پرهام هنوز سرما خوردگي اش خوب نشده

هنوز هم پرهام كوچولو مريضه و بهبود پيدا نكرده پنج شنبه دوبار سرم بهش وصل كردن اخه هيچي نمي خوره يك هفته است لب به شير نزده و هيچ غذايي نمي خوره اين ويروس لعنتي بد جوري پرهامي رو اذيت مي كنه  دعا كنيد زود خوب شه بتونه غذا و شير بخوره خيلي لاغر شده و همش بي حاله اميدوارم كه هيچ بچه اي مريض نشه و فرشته هاي مهربون هميشه مواظبشون باشن   ...
23 بهمن 1390

سرما خوردگي سه باره پرهام

بازم پرهام مريض شده ، هفته گذشته بود كه كمي بهتر شده بود ولي از ديروز بازم ويروس جديد سرما خوردگي به قول عمو دكترت از هوا گرفتي و چيزي نمي خوري از ديشب تب كردي ماماني خيلي نگرانته و تا مريض ميشي سريع وزن كم ميكني اخه كوچولي نازنم سعي كن زود خوب بشي      ...
19 بهمن 1390