پرهام پرهام ، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

هدیه قشنگ زندگی ، پرهام قند عسل

عشق زندگی

پرهام قند عسل مامان تو بهترین هدیه زندگی من بودی  خیلی خیلی دوستت دارم  
5 مهر 1390

بدون عنوان

سلام صبحت بخير عسل خاله چهارشنبه شب30 شهريور ، ساعت 10 بود كه من و خاله ندا رسيدم خونه شما در كه باز شد اول تعجب كردي ولي بعد لبخند زدي و اومدي بغل خاله ندا چقدر تو ماه و ناز شده بودي خاله جون الهي كه هميشه زنده و خندان و سالم باشي دو روز پيشت بودم و با شيرين كاري هات لذت مي بردم چه روز هاي خوبي هست با تو بودن پرهام خاله الان ديگه هزار ماشاا... خيلي خوب راه ميري و كلي شيطون شدي هي ميري تو لباس شويي رو نگاه ميكني از صبح كه بيدار ميشي تا شب همش راه ميري عاشق پله هاي هستي مامان ليندا مبل گذاشته كه تو نتوني از پله ها بالا بري ولي همينكه لحظه اي ازت غافل ميشن سريع مثل شصت تير رو پله هايي ، عاشق اتاق و اسباب بازي هات هستي خلاصه خاله جون...
4 مهر 1390

بدون عنوان

سلام پرهام عزيزم يه ماهي شد كه فرصت نداشتم به وبلاگت سر بزنم عيد فطر اومدم پيشت واي چه روزي بود تو خواب بودي من رسيدم وقتي بيدار شدي كلي ذوق كردي عزيزكم چقدر ناز شده بودي 4 تا دندون درآورده بودي شروع به راه رفتن كرده بودي چقدر ناز و عسلي راه مي رفتي دورت بگردم خاله وقتي بغلت مي كردم تمام دنيا مال من بود برات يه لياس خوشكل و يه توپ رنگي (يو يو چراغ دار ) خريده بودم از توپت خوشت مي اومد ولي بهش دست     نمي زدي چقدر براي خاله خنديدي و خودتو لوس كردي واي پرهام تو بهترين و زيبا ترين هديه خدا تو زندگي همه ما بودي همهش مي اومدي چشامو مي گرفتي و با من دالي بازي       مي كردي اين دوشب هم كه اصفهان بو...
21 شهريور 1390

بدون عنوان

  سلام خاله، عزيز دل من امروز براي اولين بار منو ترسوندي خيلي دلم گرفت زنگ زده بودم با مامان ليندا صحبيت كنم كه طبق معمول شيطونيت گل كرد و از پله ها رفته بالا و اگه ماماني به موقع نرسيده بود بدجوري افتاده بودي 5 تا پله رو قل خوردي، اخه قربونت برم چرا اينقدر شيطوني يه ذره از دماغت خون اومد و من قلبم پشت خط از كار افتاد الهي دورت بگردم امروز بازم يك ماه شد كه نديمت فرشته كوچولوي من تو و همه فرشته هاي كوچولوي  رو به خدا مي سپارم كه هرگز اتفاق ناگواري براتون پيش نياد .(آمين) دورت بگردم نفسم   ...
26 مرداد 1390